شاید هیچ یک از وظیفههای مدیریت منابع انسانی سخت تر از ارزیابی کارکنان نباشد. قضاوت کردن، داوری کردن و ارزیابی کردن از دشوارترین و پیچیده ترین اموری است که ما باید انجام دهیم. جنجالهای داوری در مسابقات ورزشی یا تعداد زیاد پروندههای حقوقی و قضایی که برای تجدید نظر در احکام صادره و قضاوتهای انجام شده به جریان افتادهاند مثالهای روشنی از دشواری ارزیابی و امکان بروز اشتباه و خطا در این فرایند است. هر کسی که در مقام و موقعیت ارزیابی قرار می گیرد ممکن است بطور ناخودآگاه مرتکب خطاهایی در فرایند ارزیابی گردد که در نتیجه آن، ارزیابی به انحراف کشیده شده و نتایج کاملاً متفاوتی عاید گردد. در ارزیابی رفتار و عملکرد کارکنان، مثل هر فعالیت یا اقدام انسانی دیگری امکان خطا و فرو افتادن در دامها و تلهها وجود دارد.
از آنجا که اطلاع از دامها و تلههای فراروی متخصصین منابع انسانی در ارزیابی افراد میتواند آنها را به احتیاط بیشتر تامل و تفکر بیشتر، جمع آوری اطلاعات کاملتر و دچار نشدن به هیجانهای مقطعی و موردی وا دارد، در این مقاله، تعدادی از خطاهای رایج ارزیابی در فرایند مدیریت شایستگیهای کارکنان را، همراه با برخی توصیهها و تکنیکهایی که میتواند از خطرات و پیامدهای منفی آنها بکاهد معرفی میکنم.
اثر هالهای نوعی از سوگیری یا خطای شناختی است که توسط ادوارد ثراندایک روانشناس آمریکایی در سال 1920 میلادی کشف شد. ثراندایک در تحقیقی از افسران مافوق ارتش خواست تا سربازانشان را بر اساس مدیریت، وفاداری، قابلیت اعتماد، هوش و ویژگی های ظاهری درجه بندی کنند. ثراندایک در پی این بود تا بفهمد کدام ویژگی روی ویژگیهای دیگر تاثیر دارد. او در این بررسی دریافت که ویژگیهای ظاهر ( خوش چهره یا خوش تیپ بودن) روی عوامل دیگر تاثیر بسزایی دارد، به عبارت دیگر سربازی که خوش قیافهتر بود، باهوش، وفادار، مدیر، و قابل اعتمادتر ارزیابی میگردید.
هر چند که اثر هالهای در ارتباط با تاثیر ویژگیهای ظاهری تعریف شده و معروف میباشد، اما میتواند در ارتباط با پدیدههای مرتبط دیگر اتفاق بیفتد. بنابراین اثر هالهای خطایی شناختی است که در آن افراد ویژگی مشخصی از یک انسان، شی یا هر پدیدۀ دیگری را مبنایی برای قضاوت دربارۀ کل آن قرار میدهند.
در صورت عدم شناخت کافی و کنترل آن، مطمئنا اثر هالهای میتواند تاثیر منفیای در کار ما داشته باشد. برای مثال فرض کنید شما در فرایند مصاحبه استخدامی تنها بخاطر آراسته بودن مصاحبه شونده شاخصهای دیگر را نادیده گرفته و این موضوع را ملاک ارزیابی قرار دهید قطعا بدین وسیله خسارتهای مالی زیادی را به شرکت متحمل خواهیم نمود. حتما شده بارها برای خرید کالا یا وسیله ای به فروشگاهها مراجعه کردید، برخی فروشندهها سعی میکنند با نورپردازیهای حرفهای و بسته بندیهای زیبا شما را وادار به خرید کنند که بعد از خرید متوجه بی کیفیتی آن شده و در نتیجه احساس فریب خوردگی در شما بوجود میآید…
افراد در ارتباط با محیط خود غالباً به دو صورت تکانشی یا تاملی عمل میکنند. افراد تکانشی در واکنشها و تصمیمها سریع عمل میکنند و کمتر فکر خود را درگیر ساخته و متکی بر هیجانات هستند ولی افراد تاملی اینگونه نیستند، این افراد سعی میکنند با تفکر و صبر بیشتر با محیط خود تعامل کنند. برای در امان ماندن از آسیبهای اثر هالهای پیشنهاد میشود قبل از هرگونه قضاوت صبور باشید و تامل و تفکر کنید. برای تفکر کردن نیز شما نیاز به دانش و اطلاعات کافی دارید بنابراین آگاهی لازمه و عنصر اصلی تفکر و دید شما نسبت به مصاحبه شونده خواهد بود.
برای مثال در انتخاب همسر اگر شما آگاهی و اطلاعات کافی و در نتیجه درک لازم را داشته باشید تنها یک عامل مشخص نمیتواند شما را به اشتباه بیندازد. اگر در ارتباط با خرید کالایی نیز شما اطلاعات کافی داشته باشید غلوها و توصیفات ناصحیح فروشنده نمیتواند شما را به اشتباه بیندازد و یا حداقل احتمال اشتباه شما را کاهش میدهد.
علیرغم بیان راهکارهایی برای کاهش یا از بین بردن اثرات منفی اثر هالهای، اما این خطای شناختی در بین انسانها وجود دارد. بنابراین بهتر است به فکر بهره گیری مثبت از آن باشیم.
دقایق و حتی لحظات ابتدایی در مصاحبه بسیار مهم است، چرا که قسمت عمدۀ قضاوت و دیدگاه در خصوص فرد در آن لحظات شکل میگیرد. بنابراین دقت کنید در نگاه اول با توجه به آراستگی ظاهری، خوش صحبت بودن، خوشرو بودن و… قضاوت نکرده و صرفا شاخصهای مورد نیاز در هر شایستگی را در ارزیابی ملاک ارزشیابی قرار دهید.
مطالب مرتبط: ارزیابی شایستگیها
به جلسات ارزیابی که تا الان برگزار کردید فکر کنید، در چند درصد مواقع در 10 دقیقه اول و یا با مشاهده یک یا چند شاخصه جزئی در مورد داوطلب به تصمیم نهایی رسیدید؟ و احتمالا بقیه زمان مصاحبه را به دنبال شواهدی گشتید که قضاوت اولیه شما را تایید کند؟!
یکی از اشتباهات بسیار رایج ما در ارزیابی قضاوتهای فوری است، یعنی در چند دقیقه آغاز مصاحبه، درباره داوطلب به نتیجه قطعی میرسیم و ادامه مصاحبه نمیتواند چیزی بر این دیدگاه بیفزاید و یا موجب تغییر دیدگاه ما شود. اگر از کسی خوشمان بیاید دنبال شواهدی میگردیم که این ارزیابی اولیه ما را تایید کند و بالعکس. در حقیقت زمانی که در اولین دقایق مصاحبه دست به قضاوت میزنیم توان گوش دادن موثر به بقیه صحبتهای داوطلب استخدام را از دست میدهیم. یک تحقیق که روی 780 مصاحبه کننده در 6 کشور اروپایی انجام شد نشان داده است که به طور متوسط 20 درصد آنها در 10 دقیقه اول و 40 درصد آنها در 20 دقیقه اول مصاحبه تصمیم میگیرند و قضاوت میکنند و بقیه جریان مصاحبه و توضیحات مصاحبه شنونده تاثیری در ارزیابی و تصمیم آنها ندارد.
تعلیق قضاوت توانایی مهمی است که به ارزیابان اجازه و فرصت میدهد که صحبتهای ارزیابی شونده را بدون پیش داوری و بدون گرفتار شدن در دام قضاوتها و برداشتها زودرس و نادرست گوش کنند. «تعلیق قضاوت» مستلزم داشتن صبر برای دستیابی به تمام واقعیتهای موجود در مورد داوطلب، قبل از هرگونه تصمیمگیری است.
تعلیق قضاوت مهارتی است که از طریق توجه، تکرار و تمرین تقویت میشود در طول جلسه مصاحبه به خودتان هشدار دهید که در دام قضاوتهای زودهنگام گرفتار نشوید. به خودتان مرتب یادآوری کنید که هنوز دقایقی از وقت مانده و شما میتوانید ابعاد و زوایای جدیدی از ارزیابیشونده را کشف کنید. بسیار اتفاق افتاده که در جریان یک ارزیابی و بعد از دریافت اطلاعات جدید، نظر ارزیاب به صورت کامل درباره ارزیابیشونده و مهارتها و شایستگیهای او تغییر کرده است.
مطالب مرتبط : ابزارها و تمرینها در ارزیابی شابیستگیها
همه ما خودمان را دوست داریم، خودمان را قبول داریم، تا حدودی از خود راضی و خودپسند هستیم! این ویژگی در ارزیابی باعث میشود ارزیابیشوندهای که شبیه ماست را بیشتر میپسندیم. برعکس چندان مجذوب یک متقاضی که به هر دلیل شبیه ما نیست نمی شویم حتی از آن فراتر نقاط ضعف کسی که شبیه ماست را نبینیم یا حتی اگر آن را میبینیم آن را ضعف جدی یا مهمی تلقی نکنیم مثلا اگر من فرد منظمی هستم ممکن است به دلیل این که یک فرد 10 دقیقه دیر به جلسه ارزیابی رسیده است، آن را ضعف جدی تلقی کنم و از ابتدا برچسب رد را به سینه متقاضی آویزان کنم!
ملاک ارزیابی ما نیستیم، برای ارزیابی میبایست شاخص های دقیق و روشن و توافق شده داشته باشیم بهترین حالت وجود یک مدل شایستگی و ارزیابی داوطلبان بر اساس مدل شایستگی است، به جای این که افکار و سلایق ارزیابان مبنای رد و یا پذیرش داوطلبان باشد.
همه فارغ التحصیلان دانشگاه … بیسواد هستند!
خانمها برای مشاغل مهندسی مناسب نیستند!
دهه هفتادیها مدیریت پذیر نیستند!
جملات بالا مصداقهای روشنی از خطای تعمیم هستند. خطای تعمیم که خطای ارزیابی کلیشهای نیز نامیده میشود یعنی ما قبل از کسب اطلاعات کافی و بر اساس پیشداوریهایی که در مورد یک گروه خاصی از افراد(مردم یک کشور، شهروندان یک شهر، فارغ التحصیلان یک دانشگاه و…) داریم اقدام به ارزیابی عجولانه درباره آنها بکنیم. رواج این خطا به قدری است که برخی ارزیابان قبل از برخورد حضوری با فرد و بر اساس رزومه گرفتار آن میشوند.
هر چقدر تعامل ما با یک فرد بیشتر شود، اثر کلیشهها در شناخت و درک وی کمتر میشود پس طراحی یک ارزیابی ساختارمند بر مبنای شایستگیها و شاخص های مشخص آثار مخرب خطای تعمیم را کاهش میدهد.
در نهایت میتوان گفت خطاهای ارزیابی اجتناب ناپذیر هستند حتی افرادی که ادعای ارزیابی حرفهای را نیز دارند در دام این خطاها گرفتار میشوند. شناخت و آگاهی نسبت به این خطاها، طراحی یک ساختار برای ارزیابی، نظیر کانون ارزیابی استفاده از معیارهای و شاخصهای دقیق برای ارزیابی و همچنین بهره گیری از ارزیابی تیمی میتواند تا حدود زیادی این خطاها را کاهش داده و شانس ما را برای ارزیابی درست و انتخاب شایسته ترینها افزایش دهد. پس لطفا دقت نمایید در ارزیابی به خطاها آگاه باشید و هرگز به حس درونی خود اعتماد نکنید!
مطالب مرتبط : کانون ارزیابی و توسعه شایستگیها
موارد فوق را میتوان اصلی ترین خطاهای مرسوم در ارزیابی شایستگیها دانست اما در زیر به موارد دیگر نیز اشاره میشود:
سلام، این یک دیدگاه است.
برای شروع مدیریت، ویرایش و پاک کردن دیدگاهها، لطفا بخش دیدگاهها در پیشخوان را ببینید.
تصاویر نویسندگان دیدگاه از Gravatar گرفته میشود.
تست یک دیدگاه
تست پاسخ دادن به دیدگاه
utyutyu