امروزه سرمایه انسانی ارزشمندترین دارایی هر سازمان محسوب میشود و مدیران، موثرترین بخش از این سرمایه گرانبها هستند. بنابراین شناسایی قابلیتها و استعدادهای مدیران و افراد کلیدی سازمان و برنامه ریزی برای پرورش شایستگیهای آنان، مقولهای راهبردی به شمار میآید. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که شرایط حساسی نظیر راهاندازی یک واحد جدید سازمانی یا ورود به عرصه حساسی از کسب و کار، در دستور کار قرار داشته باشد.
از سوی دیگر در دنیای امروز مدیریت نقش مهمی را در تحقق اهداف سازمانها ایفا میکد و پیشرفت هر جامعه به شایستگیهای مدیران آن باز میگردد؛ مدیرانی که میتوانند با رفتار خود سازمانی را متجول یا منهدم کنند. با گسترش پاندمی و تغییر در پارادایمهای مدیریت و اضافه شدن شاستگیهایی تازه برای یک مدیر بروز و کارآمد و متناسب با نیازهای نوین سازمان نیاز به ارزیابی و توسعه این شایستگیها بیش از پیش الزامی مینماید.
سازمانها برای موفقیت در صحنه رقابت باید در حوزه جذب، ارتقاء و توسعه منابع انسانی تلاش نمایند. بدین منظور از ابزارهای متفاوتی استفاده میشود. یکی از این ابزارها که در شناخت شایستگیهای افراد کاربرد فراوانی دارد، فرآیند کانون ارزیابی (Assessment Center) است. نقش و تأثیر شگرف کانون ارزیابی و توسعه در سالهای اخیر آنچنان برای سازمانهای ایرانی روشن گردیده است که استفاده از آن در فرآیند انتخاب و ارتقای پرسنل به یک متد رایج مدیریتی تبدیل شده است.
کانون ها با استفاده از ابزارها و روشهای مدرن و متنوع به سازمانها کمک میکنند علل رفتار انسانها را درک کرده و رفتار آنان را در آینده پیشبینی نمایند. این روش اولین بار توسط شرکت مخابرات آمریکا (AT & T) جهت ارزیابی توان مدیریتی صدها کارمند به کار گرفته شده است. طی سالیان گذشته، کانونهای ارزیابی، به طور گستردهای در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفتهاند. کانونهای ارزیابی طی سالیان متمادی در برنامهریزی جانشینپروری جهت شناسایی افراد مستعد به مدیران کمک میکند.
در ایران نیز سازمانهای ایرانی به دلیل رواج این روش و ایجاد بازار رقابتی و میل به کسب مزیتهای رقابتی جدید و همچنین ابلاغیه مصوبه دولت در خصوص لزوم برگزاری فرآیند کانون ارزیابی برای استخدامهای جدید و ارتقاء مدیران، استقبال زیادی از کانون شده است. بر اساس مصوبه مذکور انتخاب، انتصاب و ارتقاء مدیران باید از طریق کانون صورت پذیرد. به این منظور سازمانهای بسیاری به این موضوع روی آوردهاند و همین امر موجب ظهور یکی از عارضههای حائز اهمیت در حوزه کانون شده است و آن کم بودن تعداد تیمهای حرفهای ارزیابی است که باعث پایین آمدن کیفیت کار و به تبع آن بیاعتبار شدن کانون در بازار کسبوکار میشود.
مطالب مرتبط: شایستگی چیست؟
در دوره معاصر کمتر کسی یافت میشود که ضرورت وجود نظامی برای ارزیابی شایستگی و عملکرد مدیران و کارکنان سازمانها را انکار کند. با این حال اثربخشی روشهای ارزیابی از جمله موضوعاتی است که همواره مورد توجه بزرگان مدیریت بوده است. تجارب جهانی نشان داده است که روشهای مرسوم برای ارزیابی افراد (نظیر مصاحبهها، آزمونها نظرخواهیها و حتی کارورزیها) هرگز قابلیت اطمینانی بیش از ۴۰ درصد پیدا نکردهاند.
بنابراین اگرچه ارزیابی افراد با پیچیدگیهای شخصیتی و موقعیتی هرگز به دستاوردهایی با اطمینان صد در صد منجر نمیشود، با این حال نیاز سازمانها به شناخت مدیران خود، موجب شده است که برنامههای ارزیابی مدیران همواره جزو برنامههای اصلی در سازمانهای پیشرو و موفق باشد.
سازمانهای موفق بر این باورند که اگر به میزان کافی دقت و منابع مالی برای شناخت عمیق مدیران خود اختصاص دهند ارزشی به مراتب بیشتر را از محل عملکرد صحیح ایشان به دست خواهند آورد. به همین دلیل است که افزایش کیفیت و اثربخشی روشهای ارزیابی مدیران جزو موضوعات کلیدی مدیریت در سالهای اخیر بوده است. دستاورد تلاشهای علمی و عملی در این رابطه را میتوان در رویکرد کانون ارزیابی مدیران مشاهده کرد. اکنون کانون ارزیابی رویکردی است که در سالیان اخیر، توسط سازمانهای بسیاری تجربه شده و اطمینان مناسبی از کیفیت دستاوردهای آن به وجود آمده است.
کانون ارزیابی یک رویکرد یا فرآیند ارزیابی است که بر ارزیابی شایستگیهای گروهی از داوطلبان (ارزیابی شوندگان) توسط تیمی از ارزیابان حرفهای تاکید دارد. به گونهای که در آن هر یک از شایستگیهای افراد توسط ارزیابها و با استفاده از تمرینها، بازیها و آزمونهای گوناگون مدیریتی مورد بررسی قرار میگیرند. هدف کانون ارزیابی افزایش دقت و کیفیت ارزیابی و در عین حال کنترل هزینههای آن است. با بهرهگیری از این روش، برنامههای آموزش مدیران هدفمند شده و دستاوردهایی چون شایسته سالاری و پرورش متوازن قابلیتهای مدیریتی به ارمغان خواهد آمد.
گاهی برگزاری و برنامه ریزی برای کانون آنقدر برای سازمان جذاب میشود که فراموش میکنیم کانون مهمترین دلیلش خروجی است که بعد از آن حاصل میشود. خروجی کانون ارزیابی متناسب با هدفی که از برگزاری آن وجود داشته متفاوت است. در ادامه این مقاله و زمانی که انواع کانون را نام بردیم مجدد به خروجی های کانون میپردازیم. این هدف گاه استخدام نیروی خارج از سازمان است که خروجی آن یک گزارش کوتاه و با پاسخهای مثبت و منفی است و گاه هدف از برگزاری کانون ارزیابی عملکرد توسعه کارکنان و مدیران است که گزارش در دو فاز توسعه فردی و سازمانی به سازمان تقدیم میشود. گزارش خروجی کانون بیش از ۴۰ روز نباید به طول انجامد و حجم آن گاه بین ۵ تا ۱۵ صفحه آماده میشود و توصیه آن است که این حجم کمینه و کارا باقی بماند.
کانون ارزیابی برای اولین بار در زمانی بین جنگ جهانی اول و دوم مورد استفاده قرار گرفت. معاهده ورسای که منجر به پایان جنگ جهانی اول شد. مانع تجدید سلاح آلمان شد و در نتیجه آلمانها دیگر نمیتوانستند با استفاده از روشهای سنتی یعنی مشاهده عملکرد افسران در جنگ، آنها را گزینش کنند. لذا روانشناسان آلمانی روش کانون ارزیابی را که ترکیبی از تستها، شبیهسازیها و تمرینها برای شناسایی توان بالقوه کاندیداهای افسری بود طراحی کردند.
در روزهای ابتدایی جنگ جهانی دوم، ارتش انگلستان پس از راه اندازی هیئت گزینش افسران جنگ از این روش برای انتخاب کاندیداهای افسری استفاده کرد. همچنین این روش از سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۸ توسط دفتر امور استراتژیک آمریکا به منظور انتخاب افراد دایرهی جاسوسی مورد استفاده قرار گرفت. در سالهای بعد نتایج به دست آمده از فعالیتهای ارتش و دولت آمریکا در این رابطه توسط روانشناسان و متخصصین حوزه مدیریت مورد بهرهبرداری قرار گرفت و توسعه یافت.
و نهایتا در سال ۱۹۵۶، داگلاس بری و همکارانش در شرکت AT&T اولین افرادی بودند که از این روش در بخش خصوصی برای گزینش کارکنان استفاده کردند و نهایتا منجر به ایجاد کانون ارزیابی مدیران در شرکتهایی چون IBM و جنرال الکتریک شد.
مطالب مرتبط: مدل شایستگیها و انواع آن
افراد و سازمانهای مختلف از کانونهای ارزیابی برای اهداف مختلفی استفاده میکنند که از آن جمله عبارتاند از:
– گزینش و ارتقا
– توسعه کارراهه شغلی
– جانشین پروری
– شناسایی نیازهای آموزشی
کانون ارزیابی دارای سه رکن اصلی است:
2- ارزیابی شونده: افرادی که با نیت شناسایی و ارزیابی شایستگی ها به کانون ارزیابی مراجعه نموده اند.
3- ابزار ها و تمرین های ارزیابی: تمرینهای استفاده شده در کانون ارزیابی در واقع شبیه سازی محیط واقعی شاغل در سازمان و محیط حرفه ای خواهد بود. افراد به وسیله این ابزار در شرایط واقعی قرار گرفته و با طرح مسائل و سناریو های مختلف رفتار های این افراد در برخود با مسائل روزمره در محیط کار مورد ارزیابی قرار می گیرد.
مطالب مرتبط:ارزیاب کیست و چه نقشی در کانون ارزیابی دارد؟
کانون ارزیابی یک فرآیند جامع و منعطف جهت ارزیابی و توسعه متقاضیان و کارکنان در یک محیط کاری ارائه میدهد و دارای رویکردهای متفاوتی است :
– کانون ارزیابی با رویکرد جذب
– کانون ارزیابی با رویکرد ارتقاء و انتصاب
– کانون ارزیابی با رویکرد توسعه.
کانون ارزیابی با رویکرد جذب یا انتخاب، تمرینها و ابزارهایی را به منظور ارزیابی گسترهای از مهارتها و الزامات مورد نیاز شغل به کار می گیرد. سازمان ها به منظور تصمیم گیری برای انتخاب و یا رد شرکت کنندگان در شغل مورد نظر از کانون با رویکرد انتخاب استفاده میکنند. این روش به سازمان ها جهت شناسایی افرادی که احتمال موفقیتشان در شغل بالاست، کمک میکند. کانون ارزیابی به منظور پایش و انتخاب خلبانان، مربیان برنامههای آموزشی کارخانه خودروسازی و افسران پلیس نیز استفاده میشود.
مسئولیتهای جدید در سطح بالاتر و ارتقاء کارمندان، یک تصمیم مهم برای متقاضی و مدیران با عنوان سرپرست او خواهد بود. AT & T و بسیاری از شرکتهای بزرگ، بیش از ۴۰ سال است که از کانونهای ارزیابی جهت شناسایی استعدادهای بالقوه افراد برای موفقیت در پستهای مدیریتی که برنامه ارزیابی بالقوه مدیریت پیشرفته نامیده میشود، استفاده میکنند. البته عملکرد فرد در شغل فعلی نیز اهمیت فراوانی دارد. برخی اوقات ممکن است چند جایگاه شغلی برای یک کارمند جدید وجود داشته باشد؛ که حالت ایدهآل این امر منصوب کردن فردی با نقاط قوتی است که با الزامات و نیازهای شغل تناسب دارد. امروزه شرکت های پیشرو از کانون ارزیابی نه تنها برای انتخاب شرکتکنندگان، بلکه برای منصوب کردن متقاضی در پستی که بهترین تناسب را با آن دارد، استفاده میکنند.
کانون ارزیابی با رویکرد توسعه، فرآیندی است که در آن شخص شاغل با توجه به رویکردهای شغل فعال در آن و جهتگیریهای سازمان، در کانون توسعه مورد ارزیابی قرار گرفته و بدین صورت برنامه توسعه فردی (IDP) متناسب با توانایی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخورد به شرکتکننده ارائه میشود که این گزارش بازخورد شامل دوره و کارگاه آموزشی، دورههای بازآموزی، ارتقاء ویژگیهای رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی میباشد. بازخورد اگر موجب بهبود عملکرد شود، هم برای سازمان و هم برای افراد مفید واقع میشوند. بازخورد همچنین در توسعه نگرش و رفتار کارکنان نقش مهمی را ایفا میکند.
کانون توسعه هدفی دوگانه دارد: ارزیابی و توسعه
انتظار میرود که یادگیری و بهبود در پایان دوره کانون توسعهای اتفاق بیفتد. کانون توسعه به منظور شناسایی نقاط بالقوه و نیازهای آموزشی شرکت کنندگان برگزار میگردد. همچنین جهت کسب دادههای گستردهتر و ارائه بازخورد به عنوان یک فرآیند مداوم در نظر گرفته میشود. در عمل تأیید یا رد وجود ندارد. بروندادهها معمولا یک گزارش بازخورد رسمی و نوشتاری است که برنامه توسعه فردی محسوب میشود.
مرکز ارزیابی دارای سه رکن اساسی است و استقرار و راهاندازی هر مرکز ارزیابی به این سه رکن اساسی وابسته است این ارکان عبارتند از :
شایستگی چیست: بسیاری از متخصصین شایستگی را به عنوان ویژگیهایی شامل دانش، مهارتها، جنبههای گوناگون از خودشناسی، انگیزههای اجتماعی، صفات، الگوهای فکری، نگرشها و روشهای تفکر، احساس و عمل تعریف کرده اند و برخی شایستگی را یک عملکرد موثر در شغل تعریف کرده که دامنه آن از سطح پایهای یک مهارت تا بالاترین سطح تخصص میباشد.
تبیین شایستگیهای مطلوب برای مشاغل از روشهای گوناگونی امکان پذیر است که به چهار روش از آنها اشاره می شود:
– فعالیتهای نوشتاری: موردکاوی و تمرینهای کازیه.
– فعالیتهای رودررو یا فردبهفرد: مصاحبههای ساختاریافته و ایفای نقش.
– فعالیتهای گروهی: در این فعالیتها ارزیابیشونده با افرادی که با او همسطح هستند در موقعیت حل مسئله قرار میگیرد. در این فعالیتها هر فرد نقش خاصی داشته و به محرکها واکنش نشان میدهد این فعالیتها عبارتند از: بازیهای مدیریتی و بحث گروهی.
روش غیرتمرینی عموماً ابزاری هستند که فرد در آنها خیلی فعال نیست.
– آزمونهای روانشناسی: تست اندازهگیری هوش یا تست توانمندیهای ذهنی و تستهای شخصیتی.
– استفاده از بازخورد ۳۶۰ درجه: در این رویکرد علاوه بر اینکه قابلیتهای بارز شخص توسط اطرافیانش مانند: فرادست، فرودست، همکاران و مشتریان مورد ارزیابی قرار میگیرد، خودش نیز به ارزیابی از خود میپردازد.
1) کار گروهی:
در کار گروهی، اطلاعاتی درباره یک موقعیت به افراد گروه داده می شود و ایشان پس از مطالعه این اطلاعات و ترسیم موقعیت بحث در ذهن خود، درباره موضوع تبادل نظر کرده و به اتخاذ تصمیم می پردازند. اطلاعات ارائه شده به افراد از نظر نوع و حجم با توجه به نوع کار گروهی مورد نظر و شایستگیهایی که انتظار سنجش آنها می رود، متفاوت است.
2) مذاکره گروهی:
در تمرین کار گروهی، افراد حاضر در جلسه موقعیتی یکسان دارند و در پی کسب منافع مشترکی میباشند. در مذاکره گروهی افراد به دو گروه مساوی تقسیم میشوند. تعداد اعضای هر گروه دو یا سه نفر میباشد. موضوع مورد مذاکره به همراه اطلاعات لازم و هدف مورد تعقیب در اختیار گروههای مذاکره کننده قرار گرفته و از آنها خواسته میشود که ضمن انجام مذاکره سعی در دست یابی به اهداف مورد نظر خود نمایند.
3) ایفای نقش:
ایفای نقش شکل خاصی از مذاکره گروهی است. تفاوت ایفای نقش با مذاکره گروهی در این است که در آن فقط دو نفر به ایفای نقش میپردازند، تمرینی چهره به چهره است و ارتباط بین دو ارزیابی شونده اهمیتی بیشتر مییابد. نقش واسط و میانجی، تیم سازی و تفویض مسئولیت در ایفای نقش جایی ندارد. به واقع میتوان ایفای نقش را مذاکره فردی نیز نامید.
4) جستجوی اطلاعات و تصمیم گیری:
اجرای این تمرین حد واسط میان ایفای نقش و مصاحبه است. در این تمرین از فرد خواسته می شود در مورد وضعیتی تصمیم بگیرد. طرف مقابل ارزیابی شونده که ارزیاب یا دانای کل است، به پرسش های وی درباره موضوع مورد نظر پاسخ می دهد. به این ترتیب وی می تواند اطلاعاتی را که برای تصمیم گیری لازم می داند جمع آوری نماید. استفاده همزمان از چند تکنیک، این ابزار را در ارزیابی شایستگی ها به ابزاری قدرتمند بدل ساخته است.
5) مصاحبه:
مصاحبه به دو شکل مصاحبه فردی و مصاحبه گروهی صورت می گیرد. در مصاحبه فردی، یک نفر با ارزیابی شونده مصاحبه می کند و در مصاحبه گروهی چند نفر با زمینه ها و تخصصهای مختلف از جنبه های متعددی با فرد ارزیابی شونده گفتگو می کنند. بدیهی است که نتایج به دست آمده از مصاحبه گروهی دقیق تر است، اما زمان و هزینه آن نیز بسیار بالاست.
6) تمرین های نوشتاری:
در تمرین های نوشتاری از مطالعه موردی، سوال تشریحی، نامه های اداری و برخی تمرین های دیگر استفاده میشود. این تمرینها نیز با توجه به شرایط واقعی کار شبیه سازی شدهاند و تلاش بر این است که رفتارها و عملکرد ارزیابی شوندگان را در شرایط واقعی شناسایی نماید. این تمرینها به صورت فردی انجام میشود.
7) آزمون شخصیت:
یکی از ابزارهایی که در اکثر کانونهای ارزیابی استفاده میشود، آزمون شخصیت است. آزمون شخصیت پنج عاملی بیش از سایر آزمونها در کانونهای ارزیابی مطرح است. این آزمون پنج عامل مهم شخصیتی (نیاز به ثبات، برون گرایی، گشودگی به تجربه، وفاق یا مقبولیت و وجدانی بودن) را اندازهگیری می کند.
مطالب مرتبط: ارزیابی شایستگیها
در تیم ارزیابی دو گروه حضور دارند که یک گروه به ارزیابی میپردازد و گروه دوم تحت ارزیابی قرار میگیرد. ارزیابیکنندگان این گروه از ۲ دسته افراد تشکیل شدهاند:
– مدیران ارشد سازمان: بخشی از کار ارزیابی به عهده این گروه میباشد.
– متخصصین روانشناسی، روانسنجی، منابع انسانی، مدیریت و آمارگران: کار این گروه ضمن ارزیابی ارزیابیشوندگان، طراحی تمرینها و مراحل ارزیابی، اجرای آزمونهای شخصیتی و تمرینهای مورد نظر، تجزیه و تحلیل آزمونهای تشخیصی، جمعبندی و تحلیل یافتهها و نتیجهگیری نهایی از ارزیابی، ترسیم نیمرخ فردی و شغلی و تعیین میزان توانمندیهای ارزیابیشوندگان در ارتباط با چگونگی انجام وظایف شغلی، نظارت بر نحوه ارزیابی و سرانجام ارائه راهکار و پیشنهادهای مناسب میباشد.
معمولا دو نوع کانون را باید از هم تفکیک کنیم، کانون ارزیابی و کانون توسعهای. تفاوت ها عبارتند از:
– کانون ارزیابی عمدتا با هدف اتصال به استخدام و انتصاب است. کانون توسعهای عمدتا با هدف بهبود عملکرد فرد و استعدادیابی مدیریتی است.
– در کانون ارزیابی عمدتا به دنبال امتیازدهی هستیم ولی در کانون توسعهای عمدتا به دنبال شناسایی نقاط قوت و ضعف افراد هستیم و امتیازهی، اولویت کمتری دارد.
– در کانونهای ارزیابی، مالک اصلی گزارش بازخور، سازمان است. در کانونهای توسعهای، مالک اصلی گزارش بازخور، خود فرد شرکتکننده است.
– سازمانهای دنیا معمولا کار را با کانون ارزیابی جهت استخدام شروع میکنند که مطمئن شوند نیروهای خوبی جذب کردهاند. سپس با کانونهای توسعهای ادامه میدهند که مطمئن شوند برای نیروهای خوب، برنامه توسعه فردی دارند. به همین دلیل، از نتایج کانون توسعه در اخراج یا استخدام استفاده نمیشود.
– استعدادیابی جهت جانشینپروری
– تشخیص قوتها و ضعفها جهت بهبود عملکرد
گاهی کانونهای توسعهای، همزمان هر دو هدف بالا را دنبال میکنند. به هر حال از دهه 1970، کانونهای توسعهای به شدت رشد کردهاند. یکی از مزایای کانونهای توسعهای این است که به کارکنان نشان میدهد سازمان تا چه حد حاضر است برای رشد و توسعه ایشان، سرمایهگذاری کند.
گزارش بازخور، بسته به هدف کانون (استخدام یا توسعه) متفاوت است. اگر هدفش استخدام باشد، پاسخ آری/خیر از خود گزارش بازخور مهمتر است. اما اگر توسعهای باشد، گزارش بازخور مفصلتر است. معمولا گزارش بازخور، حاوی موارد زیر است:
– خلاصه عملکرد شرکتکننده
– توصیههای کانون
– وضعیت هر فرد در هر شایستگی با شواهد کافی
– امتیاز هر فرد
– توصیههای آموزشی و توسعهای و …
گزارشهای بازخور کانون را سه نفر میتوانند تهیه کنند: مدیر کانون، ارزیاب، خود شرکتکننده
اگر مدیر کانون وقت کافی داشته باشد، بهترین گزینه برای نوشتن گزارش نهایی است چون مدیر جلسه اجماع بوده و خودش یک ارزیاب حرفهای است. اگر هدف کانون، استخدام بوده باشد، حتی میتوان از گزارشهای بازخور شفاهی چهره به چهره نیز استفاده کرد. در این حالت برگزاری جلسات حداقل یک ساعته با هر شرکتکننده ضروری است. اگر شرکتکننده بداند گزارش بازخور توسط تمام ارزیابان توافق شده است، مقاومت بسیار کمتر و پذیرش بسیار بیشتری از خود بروز میدهد. یکی از معیارهای سنجش اثربخشی گزارش بازخورد، سنجش میزان رضایت شرکتکننده در خصوص گزارش بازخور است.
بازخورد فردی: دربازخورد فردی باید با جزئیات کامل برای شرکتکننده دلیل امتیازاتی که به فرد داده شده، شرح داده شود. بازخورد باید کاملا برای فرد ملموس باشد و از کلیشهگرایی در ارائه بازخورد باید خودداری کرد. بازخورد فردی برخلاف بازخورد مدیریتی کامل و مفصل است. باید توجه داشت که ابتدا نقاط قوت فرد در بازخورد بیان شود و سپس نقاط ضعف فرد مطرح گردد. البته در بیان جملات باید دقت کافی داشت مثلا به جای نقطه ضعف از عبارت نقاط قابل بهبود استفاده میشود. همچنین گزارش باید از لحاظ ظاهری، صفحهآرایی و … زیبا باشد. همچنین باید برنامههای توسعه مناسب به فرد پیشنهاد شود.
بازخورد مدیریتی: بازخورد مدیریتی خلاصه و شفاف است. حفظ امانت و اخلاق مداری در گزارش به مدیریت الزامی است. بازخورد به مدیریت باید به گونهای طراحی شود که مدیر با توانمندیهای کارمندان خود آشنا شود و در برنامهریزیها و تصمیمگیریهایش آنها را به کار بندد.
بازخورد سازمانی : بازخورد سازمانی به واحدهایی مثل آموزش داده میشود تا نیازسنجی آموزشی انجام دهند و برای آموزش و توسعه افراد برنامهریزی مناسب انجام دهند.
مطالب مرتبط: طراحی مدل شایستگی ها
به طور کلی کانون ارزیابی فرآیندی (و نه مکانی) است که طی آن افراد در مجموعهای از موقعیتهای مشابه با وضعیت واقعی قرار گرفته و مورد ارزیابی قرار میگیرند. هدف از این فرآیند در بیشتر موارد انتخاب درونی (تخصیص نیرو انسانی یا ارتقا) یا انتخاب بیرونی (استخدام) است. خروجی این نوع از کانون در بیشتر موارد صرفا در اختیار سازمان قرار میگیرد و مشتمل بر نمودارها و قضاوتهای کیفی در رابطه با شایستگیهای هر یک از افراد و همچنین کل افراد ارزیابی شده میباشد.
در پایان باید گفت برای داشتن کانون اثربخش در یک سازمان باید علاوه بر توجه به ارکان اصلی خود کانون، به شرایط و بستر سازمانی که قرار است کانون در آن مستقر شود نیز توجه کرد. این موارد به حدی حائز اهمیت میباشند که برخی متخصصین اهمیت آنها را برای موفقیت یک کانون بیش از هفتاد درصد میدانند. انجام هر پروژهای در سازمان به حمایت و تعهد مدیریت ارشد آن سازمان نیاز دارد. در کانون هم اگر همه اجزاء به خوبی طراحی و اجرا شوند، ولی مدیریت ارشد از خروجیهای کانون حمایت نکرده و استفاده نکند، کل پروژه بیثمر بوده و پیامدهای منفی دارد.