برای شایستگیها هیچ حالت استاندارد یا مجموعه از پیش تعیین شدهای وجود ندارد. با اینکه بعضی از روشهای ساخت مدل شایستگیها گاهی بیشتر از بقیه تکرار میشوند، ساخت مدل شایستگیها تا حدودی سلیقهای است و براساس شغل مورد نظر و اهداف سازمانی ایجاد می شود. استایلهای مختلف مدل شایستگیهای مشاغل با توجه به صنعتی که در آن هستند و نوع فعالیتی که دارند به شدت تغییر میکنند. برای مثال مدل شایستگیهای مشاغل یک شرکت مشاوره مهندسی با مدل شایستگیهای مشاغل یک کسبوکار انبارداری (که تعداد زیادی کارگر باربر دارد) بسیار متفاوت است.
میزان تحصیلات، پیشزمینهها، سطح مهارتهای لازم، فرهنگ سازمانی و… برای هر شغل، چارچوبی برای مدل شایستگیهای آن شغل به وجود میآورند. مشاغلی که به مهارتهای پیشرفتهتری احتیاج دارند، سطح بالاتری از شایستگی های لازم را میطلبند (بخصوص در زمینه شایستگیهای مهارتمحور) هرچند چارچوب مدل شایستگیها ساختار ثابت و از پیش تعیین شدهای ندارد.
پژوهشگران و صاحب نظران مختلف، ابعاد و الگوهای مختلفی از شايستگی ها را مطرح نمودهاند مروری بر اين مطالعات نشان می دهد كه هر نويسنده و متفكری، به زعم خود و با توجه به ماهيت مطالعه خود، شايستگی های خاصی را مطرح نموده است. در بسياری موارد پژوهشگران به شايستگی های مشابهی اشاره نموده اند و در برخی موارد نيز شايستگی های ديگری مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر اين، در مورد برخی شايستگی ها اگر چه عنوان آنها ممكن است در پژوهش های مختلف، متفاوت باشد اما معنای آنها يكسان يا حداقل مشابه است. به طور كلی با در نظر گرفتن اين ملاحظات و با مرور مبانی نظری موجود، می توان شايستگی های مورد نياز مديران را در موارد زیر طبقه بندی نمود که در ادامه شرح آنها آمده است.
1. شايستگی های فنی، حرفه ای و تخصصی: به شايستگی های ويژه و اساسی يك بخش خاص از سازمان يا يك زمينه كاری یا یک شغل مشخص از ساختار فنی سازمان مانند مديريت منابع انسانی، مدیریت فناوری اطلاعات، مسئول دبیرخانه، متصدی انتظامات و… مربوط می شود.
2. شايستگی های اداری – نظارتی: شايستگی ها و مهارتهایی است كه به اجرای مناسب سياستهای سازمانی مربوط میشود به نحوی كه در نهايت به اثربخشی آنان در محيط شغلی و اثربخشی سازمان منجر شود. بر اساس اين تعريف، نظارت بر حسن اجرای مقررات سازمانی و نيز پرداختن به مشكلات كاری سازمان و رفع آنها در زمره شايستگیهای اداری – نظارتی قرار میگيرند.
3. شايستگی های فردی و شخصیتی: شايستگیهای فردی و شخصيتی ناظر بر روحيات، صفات، رويكرد و نحوه رفتار فرد است كه بر عملكرد وی تأثير می گذارد. ويژگیهایی همچون سازگاری، استقلال، يكپارچگی، تحمل استرس، استقامت، و خود مديريتی در زمره شايستگیهای فردی و شخصیتی قرار میگيرند.
4. شايستگیهای ارتباطی و ميان فردی: شايستگیهای ارتباطی بيانگر ويژگیهایی است كه تبادل اطلاعات را تسهيل میكنند. اين شايستگیها به معنای توانایی برقراری ارتباط مؤثر و كار با ديگران میشود كه گاهی شامل همدردی يا درک احساس ديگران نيز میشود. انجمن مديريت منابع انسانی آمريكا، مواردی همچون متقاعدسازی، مهارتهای ارتباطی كلامی، مهارتهای ارتباطی نوشتاری، ديپلماسی، بیطرفی ادراكی، گوش دادن فعال، بازخورد به موقع اثربخش، مهارتهای ارائه، مهارتهای تسهيل سازی، ملاقات اثربخش و روابط عمومی مناسب را از جمله ويژگی های بيانگر شايستگیهای ارتباطی و ميان فردي میداند.
مطالب مرتبط: شایستگی چیست؟
5. شايستگیهای اخلاقی: شايستگیهای اخلاقی بيانگر سازگاری و انطباق با ارزشها و هنجارهای اخلاقی غالب در يک فرهنگ خاص هستند. شايستگیهای اخلاقی همچنين به معنای توانایی پشتيبانی و حمايت از ارزشهای اصيل سازمان است. ايجاد روابط حسنه، اعتمادسازی، يكپارچگی رفتاری – حرفهای – شخصی، جرأت فردی و . . . از جمله ويژگیهای بيانگر شايستگیهای اخلاقی هستند.
6. شايستگیهای انگيزشی: انگيزش يک اصطلاح كلی است و همه عواملی كه رفتار انسان را شروع، تشديد و سازماندهی میكند را در بر میگيرد. به بيان ديگر انگيزه محركی است كه جهت، شدت و تداوم رفتار را مشخص میكند. در اين راستا شايستگی انگيزشی از دو زاويه مورد نظر است از يک سو اين مفهوم به احساس فرد درباره يک شغل، سازمان يا مكان جغرافيایی اشاره دارد و از سوی ديگر بيانگر توانمندی فرد در برانگيختن ديگران به سوی دستيابی به اهداف متعالی است.
7. شايستگیهای ادراكی: شايستگیهای ادراكی به معنای توانایی انتخاب و تحليل مناسب داده ها و اطلاعات است. توانایی تفسير اطلاعات به منظور اتخاذ تصميمات و توصيههای مربوط به عملكرد سازمان، بيانگر شايستگی ادراكی است. شايستگیهای ادراكی دربرگيرنده شايستگیهایی همچون شناسایی و حل مسأله، تصميم گيری، تفكر راهبردی، تفكر خلاق و آگاهی، توانایی حلمسئله، تفسير عددی، قضاوت، توانایی انتقادی، خلاقيت، برنامه ريزی، ادراک، آگاهی سازمانی و آگاهی بيرونی می باشد.
8. شايستگیهای فناورانه: شايستگیهای فناورانه به عنوان توانایی به كارگيری و استفاده از منابع مرتبط با فناوری اطلاعات از طريق تركيب و يكپارچه ساختن ساير تواناییها تعريف میشود. اين شايستگیها همچنين بيانگر میزان مهارتی است كه يک سازمان و یا شغل به دانش فناوری اطلاعات نیازمند بوده و از آن در جهت مديريت اثربخش اطلاعات استفاده میكند.
9. شايستگیهای فرهنگی: بر اساس اين شايستگیها از فرد انتظار می رود كه به جنبه هایی از فرهنگ گذشته كه بايد پاس داشته شوند، احترام گذارد و در عين حال به شكل گيری فرهنگ جديد كه موفقيت سازمان را تسهيل میكند، كمک نمايند. شايستگیهای فرهنگی را مترادف با هوش فرهنگی در نظر بگيريم، میتوان گفت شايستگیهای فرهنگی بيانگر توانایی در مديريت و كنترل مؤثر اختلافات بين فرهنگی است. اين شايستگي عبارت است از توانایی برای رشد خود از طريق يادگيری پيوسته و درک مطلوب تنوعات فرهنگی، ارزشها، تعقل گرایی و درک انسانها در بستر فرهنگ و تفاوتهای رفتاری آنها. كسی كه از شايستگی فرهنگی بالایی برخوردار است حصارهای فرهنگی را درک نموده و میداند كه همين حصارهاست كه میتواند رفتار ما و ديگران را چارچوب بندی نمايد و همان است كه میتواند نحوه فكر كردن و واكنش نشان دادن را در موقعيتهای مختلف توجيه نمايد اما همين فرد قادر است كه اين بندها و حصارها را كاهش دهد.
10. شايستگیهای اقتصادی – كارآفرينی: بيانگر ويژگیهایی است كه بر مبنای آن مدير میتواند به توسعه كارآفرينی و افزايش بازدهی اقتصادی در سازمان نايل گردد.
11. شايستگیهای سياسی – مدیریتی: شامل توانایی مدير به استفاده از قدرت رسمی و غيررسمی برای به انجام رساندن اهداف است. در واقع، اين شايستگیها را میتوان هنر مديريت سياستهای سازمان و توسعه درک افراد از سياستهای سازمان دانست به بيان ديگر شايستگیهای سياسی به ماهيت قدرت مديران دولتی مربوط میشود و اينكه چگونه میتوانند از روابط خود با همكاران و فرادستان در جهت دستيابی به اهداف گروه و سازمان عمل كنند.
در واقع شما میتوانید از میان همه این شایستگیها و عناوین مختلف مدل مورد نظر و مناسب خود را انتخاب کرده و با استفاده از آن مسیر توسعه خود را برای دست یابی به عنوان شغلی ایده ال تعیین نمایید.
در این مقاله تلاش گردیده با ساده سازی موارد بالا کلیه مفاهیم مطرح شده را در دو حوزه شایستگیهای عمومی و تخصصی تقسیم بندی نماییم، در این تقسیم بندی شایستگیهای عمومی شامل کلیه شایستگهای مورد نیاز سیستم بالادستی مانند حزب (برای افراد سیاسی)، اتحادیه و سندیکا(برای کسبه وکارآفرینان)، سازمان و شرکت (برای کارکنان و کارمندان)و… قرار گرفته و فراگیری آن برای همه افراد الزامی میباشد اما شایستگیهای تخصصی مختص شغل بوده و افراد در جایگاههای خاص خود میبایست این شایستگیها را دارا باشند. این شایستگیها به همراه تیپ شخصیتی مناسب مدل جذابی برای دستیابی به شغل ایده ال شما خواهد بود.
هر سازمانی میتواند برخی شایستگیهای مخصوص به خود داشته باشد که از فرهنگ، مشتریان، شرایط رقابتی و یا چرخه عمر آن نشات بگیرد. این شایستگیها میتواند بر اساس ماموریتها، چشم انداز و استراتژی سازمان انتخاب گردد. شایستگیهایی که صرف نظر از کارکرد یا سطح برای تمامی کارکنان سازمان ضروری و حیاتی هستند. شایستگیهای عمومی در واقع ارزشهای مهمی هستند که لازمه سازمان به شمار میروند و به نوعی معرف سازمان هستند. این ارزشهای کلیدی بسیار حیاتی هستند.
اصولا استخدام دیدگاههای مخالف در یک سازمان، نتیجه مطلوبی نخواهند داشت و در نهایت درست نمیتوانند غایت و اهداف سازمانی را به سرانجام برسانند. یکی از موقعیت هایی که مفهوم شایستگی معنا پیدا کرده و در آن کاربرد دارد، موقعیت شغلی است. در واقع یکی از کاربردی ترین ملاک های گزینش در جهت جذب نیروی انسانی، بررسی و شناخت انواع شایستگیهای عمومی افراد خواهد بود. براساس این مدل سازمانها و شرکت ها فراگیری تعدادی شایستگی را با عنوان مدل شایستگیهای عمومی برای صحت عملکرد کلیه کارکنان خود الزامی دانسته و علاوه بر کارکنان فعال در سازمان افراد متقاضی جذب نیز را نیز ملزم به احصاء این شایستگی ها میداند. در واقع با بهره گیری از شایستگیهای عمومی می توان فرآیندهای منابع انسانی را درک کرد و سازمان ها به وسیله آن کارکنان بخش های مختلف را یکپارچه و منظم میکنند.
این مدل، شایستگیهای اولیه را در بر میگیرد که برای کار کردن در یک شرکت، سازمان و… ضروری هستند. بیشتر سازمانها مجموعهای از ارزشهای اصلی که نحوه فعالیت آنها را برای رسیدن به موفقیت و هدف اصلی مشخص میکنند، برای خودشان تعریف کردهاند و لازم است تمامی کارمندان در هنگام انجام کار به آنها توجه خاصی داشته باشند. چراکه این شایستگیها کارمندان یک مجموعه را قادر میسازد تا بتوانند به درک دقیقی از رفتار و سطح عملکردشان دست یابند. بنابراین دربین مدلهای گوناگون شایستگیها، انتخاب مدل مناسب برای سازمان یا شرکت بسیار مهم است و شناخت کاربرد مدل شایستگیها و سازگاری نوع آن با اهداف سازمانی میتواند به انتخاب مناسبترین مدل برای شرکت کمک نماید.
برخی از متخصصین برای تهیه شایستگیهای عمومی خود از استراتژی و ماموریتهای سازمان شروع میکنند. این کار باعث می شود که شایستگی های استخراجی قابلیت کمک به تحقق استراتژی های سازمان را داشته باشد. برای مثال اگر یکی از استراتژی های سازمان ایجاد تمایز است، شایستگی نوآوری در شایستگیهای عمومی سازمان باید دیده شود.
شایستگیهایی خاص که برای انجام مشغل مشخص، در فضای کاری معین فنی یا عملکردی، ضروری هستند. هر فرد در سازمان، شرکت و… در کنار شایستگیهای عمومی نیازمند برخی شایستگیهای تخصصی است تا بتواند از عهدهی وظایف تخصصی خود به نحو احسن برآید. کاربرد شایستگیهای تخصصی یا فنی مختص یک شغل خاص و یا یک صنعت است که بر دانش فنی، دانش موضوعی، عملکرد و اطمینان از کار افراد در راستای اهداف سازمان نظارت میکند. مهارتهایی که در دسته شایستگیهای تخصصی وجود دارند، ممکن است تنها به بخش یا ادارهای خاص مربوط باشند. مثلا تحقیق، فروش، بازاریابی، دانش برنامهنویسی، حسابداری، مهارتهای تجزیه و تحلیل دادهها، مهارتهای ثبت داده، آمادگی جسمانی، تشریفات و برنامهریزی تجاری نمونههایی از شایستگیهای تخصصی هستند.
سازمانها و شرکتها هرگز مانند یکدیگر نیستند و بدین سبب برمبنای ویژگیهای شرکت یا سازمان لازم است تا مدل شایستگی به شکل خاصی تغییر کرده و سفارشی شود.